close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
نقش آموزش و پرورش در توسعه فرهنگی و اجتماعی جوامع

جستجوگر پیشرفته






موضوع : رنگارنگ , معلم , دانش آموز ,

 نقش آموزش و پرورش در توسعه فرهنگی و اجتماعی جوامع

آموزش و پرورش  مهم ترین ابزار و وسیله ای است که پیشرفت و تحول یک جامعه در زمینه های مختلف اجتماعی ،سیاسی ، فرهنگی و.... مرهون تلاش و همت ان است. از این روست که تعلیم و تربیت می‌تواند در قالب یک نیاز و لازمه‌ی بقای هر جامعه‌ای قلمداد شود.


معلم و دانش آموز دو رکن مهم و اساسی آموزش و پرورش هستند. معلم برای موفقیت در کار خود نه تنها باید تلاش کند تا دانش آموزان خود را بهتر بشناسد و به نیازهای آنان پی ببرد، بلکه باید خود را نیز بشناسد و از نیازها و آرزوهای خود آگاه باشد و ضمن پیدا کردن نقاط ضعف خود در صدد رفع و بهبود آنها برآید. گاهی دیده می‌شود که پس از دریافت مدرک تحصیلی و پایان دورة کارآموزی معلمان رابطه‌ی خود را با کتاب و مطالعه قطع می‌کنند و همان معلومات قبلی خویش را به دانش آموزان انتقال می‌دهند، با این تصور که به هدف خود رسیده‌اند. غافل از اینکه آغاز به تدریس برای آنها باید آغاز یادگیری باشد و پیوسته خود را به فراگیری مطالب تازه ملزم سازند بخصوص این روزها که گاهی اوقات دیده می شود دانش آموزان از معلم خود بروزتر هستند و بیشتر به تکنولوژی روز مسلط هستند.

معلم باید همیشه از خود و کاری که می‌کند ارزشیابی به عمل آورد. بدین منظور رابطه‌اش باید با سایر معلمان، دانش آموزان و اولیای آنها و اجتماع برقرار باشد تا به نیازهای آنها پی ببرد، هدف‌های آموزشی را با در نظر گرفتن این نیازها دنبال کند و در صورت عدم رضایت از نتایج کار خود درصدد تغییر و اصلاح نواقص برآید. معلم باید همیشه این پرسش برایش مطرح باشد که چه می‌کند؟ چرا چنین می‌کند؟ چگونه می‌تواند بهتر به هدف برسد و آیا در کارش موفق است یا خیر؟

 

امروزه آموزش و پرورش بعنوان یک نهاد اجتماعی که وظیفه تعلیم و تربیت افراد جامعه را برعهده دارد از سوی آحاد جامعه اعم از مردم، مسئولین و اندیشمندان مورد توجه و تاکید قرار گرفته است و همگی 

براین باور هستند که رشد و توسعه یک کشور به پرورش انسان های آگاه و برخوردار از مسئولیت بستگی دارد چیزی که در ادبیات توسعه بعنوان توسعه انسانی مطرح است. بنابراین نقش آموزش و پرورش در ساختن انسان های آگاه و پویا بر هیچ کس پوشیده نیست.

 

توسعه کشور ها نسبت مستقیمی با توسعه آموزش و پرورش دارد برای توسعه هر کشور سه نوع سرمایه نیاز دارد:

  • سرمایه ی مالی
  • سرمایه ی فیزیکی
  • سرمایه ی انسانی

سرمایه انسانی به لحاظ آن که می تواند از سرمایه های دیگر در جهت توسعه بهره برداری کند از اهمیت بیشتری برخوردار است .

آموزش و پرورش  در جامعه همانند ستون های یک ساختمان عمل می کند که ساختمان توسعه بر روی آن بنا می شود یا به تعبیر دیگر نقش آموزش و پرورش همان پلی است که جوامع توسعه نیافته را به جوامع توسعه یافته متصل می کند. با این تعابیر بخوبی می توانیم به نقش آموزش و پرورش پی ببریم. در توسعه، عامل انسانی از جایگاه ویژه ای برخوردار است و عامل انسانی را می توان هم عامل و هم هدف توسعه دانست بعبارتی این انسان ها هستند که عامل توسعه و موجبات پیدایش توسعه را فراهم می کنند و درنهایت توسعه نیز برای بهره مندی انسان هاست.

 توسعه انسانی رکن اصلی توسعه پایدار است و باید برای ارتقای کیفیت آموزش در کشور تلاش شود. وظیفه آموزش و پرورش در جامعه شناخت و حل نیازهای فکری جوانان و جامعه است می توان گفت تعلیم و تربیت و تزکیه نفس و آموزش معانی زندگی و انتقال انها به نسل های آینده از مهمترین وظایف معلمان است. در جامعه ای که علم و دانایی، محور توانمندی و توسعه جوامع بشری باشد ارتقای کیفی آموزش و تربیت نسلی پرسشگر و خلاق امری ضروریست.توسعه کمی و کیفی آموزش، توسعه مشارکت عمومی، ارتقای سلامت و بهسازی منابع انسانی از مهمترین اولویت های کاری آموزش و پرورش می باشد.

  آموزش و پرورش زمینه ساز رشد فکری و اخلاقی انسان های یک جامعه پویا و تنها راه کمال انسان بسوی سعادت و خوشبختی است.

آموزش و پرورش با تربیت افراد جامعه و دگرگون کردن طرز نگرش آنان می تواند بزرگترین خدمت را به توسعه نماید چرا که می دانیم یکی از موانع عمده عقب ماندگی در کشور های توسعه نیافته، موانع فرهنگی است .اهمیت آموزش نیروی انسانی در توسعه جوامع پیشرفته به حدی است که رقم بالایی از بودجه خود را به امر تحقیقات اختصاص می دهند دلیل آن هم موفقیت پژوهش ها و تاثیر آنها در تحول بنیادین و ساختار علمی آن کشور ها می توان دانست.

در دوران ما آموزش و پرورش بعنوان موثرترین ابزار جوامع برای حل چالش های حال و آینده محسوب می شود و توجه جوامع توسعه یافته نیز به همین دلیل است اگر بخواهیم جوامع توسعه یافته را با جوامع توسعه نیافته مقایسه کنیم می توان گفت که انسان های این دو نوع جوامع از نظر فکری، فرهنگی و به طور کلی خصوصیات فردی و جمعی با یکدیگر تفاوت ماهوی دارند و آموزش و پرورش مخرج مشترک همه کشور های پیشرفته است و همین عامل مهم و اساسی است که کشور های پیشرفته را از جوامع عقب مانده متمایز و تفکیک می کند.

کشور های پیشرفته با پی بردن به اهمیت نقش سواد و آموزش در امر توسعه، سرمایه گذاری هنگفتی کرده اند و توجه ویژه ای به آن مبذول داشته اند چون اعتقاد راسخی دارند که منشاء کلیه اختراعات و اکتشافات و پیشرفت های اقتصادی - اجتماعی را علم و پژوهش و در یک کلام آموزش و پرورش برعهده دارد و به سامان می رساند.

یکی از بنیانگذاران آموزش و پرورش ژاپن با توجه به نقش موثر آموزش و پرورش در توسعه اقتصادی- اجتماعی می گوید: «ما نه هیچ منبع طبیعی داریم و نه هیچ قدرت نظامی، ما فقط یک منبع داریم و آن هم ظرفیت فکری مغزهایمان و این منبع تمام نشدنی است و باید آن را بسط و گسترش داد و تربیت کرد و این قدرت فکری خواه ناخواه در آینده نزدیک گرانبهاترین و خلاق ترین ثروت مشترک همه بشریت خواهد بود».

بنابراین می توان به جرأت گفت که پایه و اساس توسعه اقتصادی و اجتماعی هر کشوری را نیروی انسانی ماهر و متخصص تشکیل می دهد در واقع نیروی انسانی متخصص عامل اساسی و تکامل جوامع است چرا که با درک و شناخت علمی قوانین حاکم بر پدیده های اجتماعی و طبیعی راه تکامل و پیشرفت را هموار می سازند. نیروهای متخصص که محصول آموزش و پرورش پویا می باشند توانمندی جامعه را در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی بالا برده و آهنگ و قابلیت توسعه جامعه را تقویت می نمایند و چنین نیروهایی تنها با آموزش و پرورش خوب شکل می گیرند. از این روست که کشورهای توسعه یافته، منابع انسانی و مالی خوبی را در خدمت آموزش و پرورش و پژوهش های علمی قرار می دهند.

نقش آموزش و پرورش در روند توسعه جوامع بسیار مهم و تعیین کننده است تا آنجا که دانتون یکی از معماران انقلاب کبیر فرانسه می گوید: «بعد از نان آموزش و پرورش نخستین نیاز ملتهاست

 

از طرفی نقش آموزش و پرورش در تربیت نیروهای متخصص، دانشمند و آشنا به علوم جدید بسیار حائز اهمیت است اگر ما بخواهیم بمانیم و کرامت داشته باشیم و آلت دست دیگران نشویم، هیچ راهی نداریم جز اینکه از علوم تجربی، تکنولوژی و دستاوردهای مثبت تمدن بشری استفاده کنیم یکی از وظایف مهم نظام آموزش و پرورش کشور تربیت انسان های مثبت ، قوی و خودباور است. باید تربیت کننده انسان هایی باشیم که بدانند ریشه در گذشته دارند، اما در دنیای امروز زندگی می کنند و باید به آینده بیندیشند.

آموزش و پرورش را می توان مهمترین اندام و به منزله قلب پیکره جامعه دانست که هرگونه آسیبی به آن، موجب ضرر و زیان سایر بخش ها می شود. وظیفه آموزش و پرورش تربیت نیروی آگاه، کارآمد و متعهد برای کشور است. آموزش و پرورش می تواند موجب شکوفایی سایر بخش های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شود و این استعداد و توانایی تنها با تقویت آموزش و پرورش ایجاد می شود. با مطالعه در سرنوشت و سیر صعودی کشورهای پیشرفته متوجه نقش مهم آموزش و پرورش در ارتقا و به فعلیت رسیدن استعداد سایر بخش های این کشورها می شویم.

 

شاید در همه موضوعات زندگی کشور عنوانی به بزرگی، عظمت و سهمگینی آموزش و پرورش نباشد. آموزش و پرورش یعنی دو عامل مهم انسان سازی

آموزش و پرورش باید ایجاد سازگاری بین زندگی مادی و معنوی را جا بیندازد آموزش و پرورش باید نیروهایی معنوی و اخلاقی و انسان هایی را که در دنیای امروز زندگی می کنند، تربیت کند که متناسب با جامعه امروزی باشند

امروزه، با واقعیتی به نام جهانی شدن مواجهیم. جهانی شدن به معنای گسترش ارتباطات میان انسان ها و افزایش تاثیر متقابل اقوام، ملت ها و کشورها بر یکدیگر است. به گونه ای که کمتر اتفاقی در گوشه ای از عالم رخ می دهد که مردم دیگر سرزمین ها از آن بی خبر بمانند و حیات اجتماعی آنان از این اتفاق تاثیر نپذیرد. پیدایش ابزارهای ارتباطی صوتی و تصویری و متنی مانند تلفن های ثابت و سیار، رادیو، تلویزیون، ماهواره، اینترنت از یک طرف و وسایل نقلیه جدید مانند اتومبیل، قطار و هواپیما از طرف دیگر، ارتباط میان انسان ها را در نقاط مختلف کره زمین چنان توسعه داده است که گویی مانند مردم یک دهکده باهم آشنایند. از همین جاست که مفهوم «دهکده جهانی» شکل گرفته است.

ما اقتصاد و جامعه شناسی و توسعه و سیاست را فقط برای این نمی آموزیم که در حد تخصص در این رشته متوقف شویم. بلکه میخواهیم اشخاصی تربیت کنیم که جهانی را که در آن زندگی میکنند و در اداره آن سهیم هستند بشناسند و اداره کنند. اگر چنین شخصیت هایی تربیت کنیم می توانیم امیدوار باشیم در شرایط کنونی جهان امروز و حتی جهان هزاره سوم، که مداوم در تجدید و تحول است، بتوانند بر اساس مکتب انسان ساز اسلام راههای مناسبی برای حل مسایل پیچیده بشر و ثمر بخشی جستجو و ابداع کنند.

 

وظیفه آموزش و پرورش است که دانش اموز را فردی شایسته بار آورد تا برای خود دارای صفات خوب انسانی باشد و هم او را عضو مؤثر جامعه کند تا فردی مفید برای خود و دیگران باشد. شخصیت و تعادل روانی معلم بیش از سایر طبقات اجتماع مورد نظر ماست. زیرا معلم به عنوان الگو می تواند در دانش آموزان واکنش های مثبت و سازنده و یا واکنش های منفی ایجاد کند. تماس نزدیک معلم با دانش آموزان و نفوذی که بر آنها دارد نقش مهمی در سلامت فکری و روانی آنها و در نهایت جامعه آینده ایفا می کند. این تأثیر و نفوذ رفتار معلم در دانش آموز ممکن است به طور مستقیم و یا غیرمستقیم صورت پذیرد و به صورت های گوناگون مانند تقلید ، الگوسازی و گاهی اوقات همانندسازی بروز کند. نظر به اینکه شخصیت کودکان هنوز شکل نگرفته است و نقش پذیر هستند و نبود آرامش روحی و روانی و... در معلم، اثرات بدی در آنها خواهد داشت. کودکان نه تنها مطالبی را که مستقیماً از طرف معلم گفته می شود، می آموزند، بلکه رفتار، حرکات، نگرش ها، مهارتها و خلاصه کلّ شخصیت معلم در آنها اثر می گذارد ریشة این مسأله را باید در تمایل به تقلید کودک از دیگران دانست. برخی روان شناسان معتقدند که این تمایل از جمله نیرومندترین و ریشه دارترین غرایز کودکان به شمار می رود. بطوریکه یکی از نخستین روانشناسان کودک به نام بالدوین این غرایز را به منزلة بهترین غریزة کودک تلقی می کند.

بر کسی پوشیده نیست که در دنیای پیچیده امروز بدون راهنمایی دقیق و آموزش و پرورش آگاهانه و سنجیده، دیگر انسان قادر نیست صرفاً و فقط به تبعیت از خواست‌ها و امیال خویش با محیط زندگی خود سازگاری‌های لازم را پیدا کند. به همین دلیل مدرسه و آموزش رسمی ، گذشته از انتقال دانش و مهارت، در جای خود ، می‌تواند تأثیرات شگرفی بر رفتار و اجتماعی کردن افراد و همسازی با اخلاق اجتماعی از طریق انتقال ارزش‌ها، هنجارها و نگرش‌های اجتماعی مطلوب و مناسب داشته باشد اما اگر غیر از این عمل شود قطعاً با هدر رفتن سرمایه‌ها و منابع مالی و انسانی روبرو خواهیم شد و تبعات آن می تواند در اینده برای خانواده ها و در نهایت جامعه مشکلاتی را بوجود اورد و یا حداقل استعدادهای انها شکوفا نشده و از این پتانسیل استفاده خوبی نشود.

 

متاسفانه دیدگاه برخی مسئولین از گذشته تاکنون در مورد نقش و جایگاه آموزش و پرورش دیدگاه مثبت و سازنده ای نبوده و نیست تا آنجا که برخی از آنان وزارت آموزش و پرورش را یک مصرف کننده صرف و عیالوار دانسته که مقادیر قابل توجهی از بودجه مملکت را می بلعد و سرمایه گذاری در آموزش و پرورش را کاری بیهوده می دانند در صورتیکه می دانیم دیدگاه جوامع توسعه یافته در مورد آموزش و پرورش اینگونه نیست بنابراین هرچه درک و اهمیت آموزش و پرورش از دید مردم و مسئولین بالا رود میزان سرمایه گذاری و توجه به آن نیز بالا می رود به امید آنکه آموزش و پرورش جایگاه واقعی خود را در جامعه ما بیش از پیش پیدا کند.



امتیاز :

برچسب ها : اهمیت آموزش و پرورش , نقش اموزش و پرورش در پیشرفت جامعه , کشورهای پیشرفته دنیا , وزارت آموزش و پرورش , وظیفه،اموزش،پرورش , وظیفه،معلم و دانش آموز , اجتماعی،سیاسی،فرهنگی , آموزش و پرورش , تربیت فرزند ,
 نقش آموزش و پرورش در توسعه فرهنگی و اجتماعی جوامع نوشته شده در سه شنبه 08 آبان 1397 ساعت 21:57

مطالب مرتبط



ارسال نظر برای این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی





لینک دوستان
کلیه حقوق این سایت ، متعلق به moalleman می باشد و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است .